آقا جان سلامآقا امسال هم لیاقت نداشتم بیایم؟
بخدا دلم بی تاب یه جرعه حرم اســـتآقاجان؟خودت میدانی دوری چقدر سخت استرقیه ات را میگویم....دربه در کوچه های شام بود...منم دربه در عشـــق تو هستممرا هم سامان بدهمرا هم بپذیر....اربابم؟فدایت شومفدای آن سر بریده...الهی من بمیرم تن اربابم بی کفن زیر افتاب نباشد...نباشم آقا علی اصغرت پر پر شد...آقا جان میدانم بدممیدانم لیاقت غلامی ات را ندارم شما که بزرگواری پادرمیدانی مرا هم بکنگمنام شوم بی اثر شومدر رکاب غریبم باشماباعبدالله؟میشود برگه شهادت ماراهم امضا
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
body{font-family:Tahoma;font-size:8pt;background:#FFFFFF url('http://s8.picofile.com/file/8325180276/132_20151210_1764736751.jpg') repeat fixed;}.Love-skin{direction:rtl;width:800px;}a{color:#5E89FF;text-decoration:none;}a:hover{color:#3370FF;font-weight:none;font-style:none;text-decoration:line-through;}.li-block{padding:3px 13px 5px 5px;background:url('http://up.love-skin.ir/up/l-skin/themes/images/li.png') 100% 5px no-repeat;}
#header{width:780px;height:300px;background:#CCCAC4 url('http://s
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری

برای اولین بار
قالب وبلاگ شـــهید رسول خلیلی برای بلاگفا
کاری از خانم رقیه خلیلی

کد در ادامه مطلــــب...
کپی با ذکر صلوات برای رسول و آقا امام زمان (عجل الله)![]()
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
آقا جان سلامآقا امسال هم لیاقت نداشتم بیایم؟بخدا دلم بی تاب یه جرعه حرم اســـتآقاجان؟خودت میدانی دوری چقدر سخت استرقیه ات را میگویم....دربه در کوچه های شام بود...منم دربه در عشـــق تو هستممرا هم سامان بدهمرا هم بپذیر....اربابم؟فدایت شومفدای آن سر بریده...الهی من بمیرم تن اربابم بی کفن زیر افتاب نباشد...نباشم آقا علی اصغرت پر پر شد...آقا جان میدانم بدمم
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب: مضطرباشیم,
نویسنده: مهتاب حیدری
حسین فریاد می زند: هل من ناصر ینصرنی؟
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یاحسین! لبیک...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم: لبیک یاحسین!
حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین!
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:لبیک یا حسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه 

شــهــیــد آویــنـــی مــیگـه:
پندار ما این است که ما ماندهxadایم و شهدا رفتهxadاند،اماحقیقت آن است که
زمان ما را با خود برده است و شهدا ماندهxadاند.
برچسبها:
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری